جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

592

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

سرنوشت دردناك هيس « كافر و گمراه و زنديق » را كه سوختن در آتش بود ، تماشا كنند . قبل از آتش‌زدن هيس ، گروهى از اسقف‌ها ايستادند و به سخن‌پردازى در توصيف و تمجيد پاپ پرداخته ناسزاها و لعنت‌ها و نفرين‌هاى گوناگونى بر سر و روى « كافر » ريختند « 1 » و او را مسخره كرده و با صداى بلند ، قهقهه زنان ، خنديدند و سپس بر سر وى پارچه‌اى به‌شكل كلاه گذاشتند كه بر روى آن عكس شيطان‌ها و اهريمن‌هايى را كشيده بودند كه زادهء خيال پردازىهايشان بود ، و بر روى آن كلمه « كافر » را نوشته بودند ! . و آنگاه آتش را روشن كردند ! . * * * از اين نيكوكاران راهب هلندى هرمان‌فان ريزويك بود كه در سال 1512 ميلادى به‌اتهام گمراهى و زندقه در شهر لاهه پايتخت هلند سوزانيده شد . گمراهى او از اينجا شروع شد كه او عقايد استاد عقل بشرى

--> ( 1 ) . پس از آنكه تشريفات اعدام انجام مىيافت و ناقوس كليسا به‌صدا در مىآمد ، كشيش‌هاى مشعل به‌دست دور اسقفى را مىگرفتند كه مىبايست صيغه لعن را بخواند ! . قسمتى از متن صيغه ! لعن از اين قرار بود : « هر جا هستند در تمام ساعات ، چه روز و چه شب ، چه در خواب و چه در بيدارى ، از فرق سر تا قدم ، به لعنت خدايى گرفتار باشند . به‌خواست خداى پدر از چشم كور و از گوش كر و از دهان لال بشوند و زبانشان به‌كام بچسبد و دستشان به چيزى نرسد و پايشان حركت نكند و تمام اعضاء بدنشان به لعنت گرفتار آيد . چه به‌پا ايستاده ، چه به زمين نشسته و چه دراز كشيده باشند خدا آنها را لعنت كند . به‌خواست خدا با سگ و خر مدفون شوند ! و گرگ‌هاى درنده آنان را بدرند ! ! از : تاريخ قرون وسطى » ، آلبرماله ، ج 2 ، ص 315 چاپ تهران . راستى ملاحظه مىفرماييد كه پدران روحانى چقدر دلسوز مردم بودند ؟ - م